
دوش آن مه من در دل دیوانه بر آمد بازxa0xa0xa0xa0xa0xa0 وز پرتو رویش شرری در من و کاشانه درآمد باز آنچنان شور سماعی به من افتاد از آن نورxa0xa0xa0 که بگفتی زتن این جان فرومایه درآمد باز نکته ها گفتم از این عشق در آن عالم رویاxa0xa0xa0 تا که شاید گهری زان صدف بسته درآید باز گفتمش مالک این دل که تویی حکم چه رانیxa0xa0 تا بدان حکم تو این بنده به فرمان درآید باز او ندا داد که محرز بنما دعوی عشقتxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 تا که مهرم به دلت رو به فز...
ادامه مطلب